امروز بعد از شنیدن خبر نامه احمدي نژاد به عليآبادي براي آزادشدن رفتن زنان به استاديوم اول از همه به پرستو زنگ زدم. وقت نمیشد ولی دلم میخواست با يلدا، ساناز، فرناز،فهيمه، صبا، گيسو، آسيه، مريم ميرزا و نسرين هم صحبت كنم و با همه ديگراني كه جلوي استاديوم جمع شده بودند. نميدانم بايد تبريك گفت يا نه وقتي حتي مسعود دهنمكي هم ميگويد آقاي احمدينژاد با اين كار خواسته نشان بدهد كه نسبت به مسائل اجتماعي دگم نيست و كارش بيشتر كاركرد سياسي دارد تا اجتماعي. قوه قضائيه هم هفته پيش شروط ضمن عقد را براي زنان توصيه كرد. نميدانم اما فكر ميكنم كه خيلي مهم است كه اگر حتي همه اينها امتيازهاي سياسي باشد، حكومت خواستههاي جنبش زنان را در جاهايي كه فعال بوده و كار كردهاند جواب داده. همين نشان ميدهد كه چقدر توجه و فعاليت متمركز زنها روي يك موضوع اهميت دارد.
با وجود همه خستگي ناشي از كنفرانس خبري امروز احمدينژاد، تا ديروقت نشستم و ستونم را براي روزنامه ماينيچي كامل كردم. مامان بيچارهام را كه امشب مهمانم بود گذاشتم خانه خالهام و چسبيدهام به كامپيوتر.
ماينيچي قديميترين روزنامه ژاپن است و ۱۳۵ سال است كه كار ميكند. در نوبت صبح ۴ ميليون و در نوبت شب ۲ ميليون تيراژ دارد. اين دو نوبته بودن براي اين است كه با توجه به اختلاف ساعت در دنيا، روزنامه بتواند تمام دنيا را در طول روز پوشش دهد.
متن انگليسي را توي وبلاگ انگليسيام گذاشتهام، ولي واقعا نا ندارم كه به فارسي هم بنويسمش. براي مقاله ام از اينها استفاده كردم.
باهنر در جمع تجمعكنندگان معترض به بدحجابي
ورود زنان به استاديوم و پيروزی تيم ملی مبارک!
سردار طلايي: تذكر و برخورد پليس فقط با مانكنها
دستور رييس جمهوري به منظور اختصاص مكان ويژه در ورزشگاهها براي بانوان